مرتضى مطهرى
589
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
جواب اشكال جواب سادهاى كه به اين مطلب دادهاند همين است كه گفتهاند : اينجا فرق است ميان لابشرطى كه قسم است و لابشرطى كه مقسم است . ما ماهيت را كه تقسيم مىكنيم مىگوييم يا به شرط شىء است ( به شرط آن قيد ) ، يا به شرط لا است ( يعنى به شرط عدم آن قيد ) و يا لابشرط است ، مطلق است ، يعنى اعم است از اينكه آن قيد باشد يا نباشد . « اعم است » يعنى خواه باشد و خواه نباشد ؛ معناى مطلق اين است كه عموميت دارد ، هم شامل اين است و هم شامل آن . پس لابشرطى كه ما قسم قرار داديم ، خود اين ، يك نوع مقيد است ولى مقيد به چيست ؟ مقيد به لابشرطيت است ، مقيد است به ارسال و سريان . پس خود اين امرى مقيد به اطلاق است « 1 » . وقتى شما .
--> ( 1 ) . - اين حرف معنى دارد ؟ . استاد : بله . - اگر بخواهد مطلق باقى بماند چطور ؟ . استاد : ما دو جور مطلق داريم : يكى ذات ماهيت و ديگر ماهيت به قيد اطلاق . آنجا كه شما ماهيت مقيد را در نظر مىگيريد در آنجا چيست ؟ ماهيت مقيد مگر غير از ماهيت با قيد است ؟ آيا آنجا ماهيت مطلق است با قيد و يا ماهيت است با قيد ؟ . - ماهيت مطلق . استاد : نه ، ماهيت مطلق با قيد باشد كه تناقض است . ماهيت مطلق يعنى ، چه اين قيد باشد چه نباشد . وقتى بگوييد با قيد ، پس اطلاق چه شد ؟ . - بله . استاد : پس معلوم شد « ماهيت » با « ماهيت مطلق » دوتاست . شما مىگوييد مثلًا انسان عالم . ما الآن يك انسان عالم داريم و يك انسان غيرعالم داريم . در « انسان عالم » آن مقسم ما كه « انسان » است هست يا نيست ؟ . - هست . استاد : هست به ضميمهء علم . در انسان غيرعالم آيا آن انسان هست به ضميمهء جهل و عدم علم يا نه ؟ بله ، هست . اما اگر از شما بپرسند در انسان عالم آيا انسان مطلق است بعلاوهء علم ؟ . - اگر ما مطلق را آمادگى براى پذيرش قيد بدانيم ، بله انسان مطلق است . استاد : نه ، مطلق كه معنايش اين نيست ؛ مطلق معنايش اين است كه چه آن قيد باشد و چه نباشد ، يعنى عام ، يعنى اعم . وقتى مىگوييم « مطلق » يعنى اينكه چه اين قيد باشد و چه نباشد . آيا اين انسانى كه همراه عالم و در ضمنِ انسان عالم است ، انسان مطلق است ؟ . - بعد از اينكه قيد عالم اضافه شد يا قبل از اينكه اضافه شود ؟ . استاد : بعد از اينكه اضافه شد . - در اين صورت انسان عالم است و مقيد است . استاد : مطلق نيست ؟ . - بعد از اينكه اين قيد اضافه شد ، نه . استاد : پس اين [ يعنى انسان مطلق ] مقسم نيست ، چون وقتى كه قيد هم اضافه شود مقسم در آن [ يعنى در قسم ] هست . مقسم نمىتواند وقتى قيد اضافه شد از قسم بيرون برود . مقسم آن است كه وقتى قيد آمد بازهم [ در قسم ] هست . آن چيزى كه وقتى به آن قيد زدى [ از قسم ] بيرون مىرود آن كه مقسم نيست ، آن قسيم اين قسم است نه مقسم آن ، ضد و قسيم است با آن .